خانه / دل نوشته / آنها چفیه داشتند … من چادر دارم

آنها چفیه داشتند … من چادر دارم

بسم الله الرحمن الرحیم

آنها چفیه داشتند…… من چادر دارم

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود…من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم…

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند …من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم…

آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند …من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم…

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند… من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم…

اگر به حجاب معتقد شدی،

در دینداری خود ثابت قدم و استوار باش و از تمسخر مخالفان نترس.

و در برابرشان بگو :

“ان تسخروا منا فانا نسخر منکم کما تسخرون”(1)

«امروز شما ما را مسخره میکنید و به زودی ما نیز شما را همینطور مسخره میکنیم »

(1) آیه 38 سوره هود

 

آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...

اللهم عجل لولیک الفرج

هیئت فاطمیون پیشوا

www.Fatemiun-Pishva.ir

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمت های علامت گذاری شده الزامی هستند . *

*